دیکتاتور و ستاره؛ داستان یک بداقبالی

زمانی یوونتوس خواهان امضای قرارداد با اوزه بیو شد، ستاره آن روزهای جهان فوتبال راضی به انتقال بود و همه چیز خوب پیش می‌رفت اما این انتقال تاریخی با مخالفت دیکتاتور پرتغال روبه‌رو شد.

به گزارش ایسنا، یوونتوس در پایان فصل ۶۴-۱۹۶۳ نگران پیشرفت اینتر و میلان بود. دو تیم ایتالیایی توانسته بودند در اروپا بدرخشند و هر دو باشگاه فاتح جام قهرمانان اروپا شده بودند. میلان یک فصل پیش از آن با شکست بنفیکا عنوان قهرمانی را به دست آورد و اینتر در آخرین فصل با پیروزی برابر رئال مادرید فاتح این بازی‌ها شد. میلان از بازیکن بزرگی همچون ریورا بهره می‌برد و اینتر دو ستاره به نام‌های لوییس سوارس و متزولا داشت. با حضور این بازیکنان، اینتر به یک تیم دفاعی و پیروز تبدیل شده بود. در یوونتوس، سیووری پا به سن گذاشته بود و جای خالی یک ستاره در تیم اصلی احساس می‌شد. تیم تورینی می‌خواست با داشتن چنین بازیکنی همچون دو تیم اینتر و میلان فاتح جام قهرمانان اروپا شود.

یوونتوس به اوزه‌بیو، ستاره پرتغالی فکر می‌کرد. او اهل موزابیک بود اما ملیت پرتغالی گرفته بود و در بنفیکا بازی می‌کرد. مهاجم پرتغالی توانست در فینال جام قهرمانان اروپا ۱۹۶۲،‌ دو گل برابر مادرید به ثمر برساند و به شهرت دست یابد. اوزه‌بیو بزرگترین بازیکن اروپایی در آن دوران محسوب می‌شد و همان بازیکنی بود که یوونتوس به آن نیاز داشت. باشگاه ایتالیایی پیشنهاد وسوسه کننده‌ای به بنفیکا داد. فوتبال ایتالیا در آن زمان با اختلاف زیادی نسبت به دیگر کشورها ثروتمند بود و همه بازیکنان خوب را جذب می‌کرد. در آن سال‌ها لوییس سوارس از بارسلونا، لوییس دل سول از رئال مادرید و خواکین پیرو از اتلتیکومادرید در باشگاه‌های این کشور پا به توپ شدند.

اعلام علاقه‌مندی یوونتوس به اوزه بیو به یک بمب خبری در پرتغال تبدیل شد. پیشنهاد تیم ایتالیایی به حدی خوب بود که بنفیکا نمی‌توانست آن را رد کند. مهاجم پرتغالی نیز دوست داشت به ایتالیا برود چون دستمزد او در یوونتوس چند برابر می‌شد. در حالی که کشور پرتغال تحت تاثیر این اتفاق بود، آنتونیو د اولیورا سالازار، رییس جمهور دیکتاتور پرتغال، اوزه‌بیو را به مقر خود برای ناهار دعوت کرد. رییس جمهور پرتغال به این بازیکن گفت: “شما نمی‌توانید به خارج از کشور بروید و باید بدانید که شما سرمایه این کشور هستید.”

مهاجم پرتغالی صحبت سالازار را قطع کرد و گفت: “سرمایه کشور بودن چه معنایی می‌دهد؟ باید مالیاتم را پرداخت کنم؟”

سالازار رفتار تند اوزه بیو را نادیده گرفت و به آرامی دست بازیکن پرتغالی را گرفت و با او درباره فوتبال صحبت کرد. او به گونه‌ای به این مکالمه ادامه داد که گویی آن موضوع حل شده است. در نهایت این اتفاق افتاد. مهاجم پرتغالی نمی‌خواست در این باره جنجالی به وجود آورد و خواسته رییس جمهور را پذیرفت.

اوزه بیو در پرتغال ماند و تابستان دو سال بعد به همراه تیم ملی توانست عنوان سوم جام جهانی را به دست آورد. او توانست ۹ گل در این رقابت‌ها به ثمر برساند و عنوان برترین گلزن رقابت‌ها را به خود اختصاص دهد. سپس اینتر یک پیشنهاد به او داد. اوزه بیو این بار می‌توانست آن را بپذیرد ( ترس اصلی سالازار از این بود که اوزه بیو تیم ملی را در جام جهانی ۱۹۶۶ همراهی نکند). درخشش مهاجم پرتغالی در آن جام جهانی باعث شد که اجازه پیدا کند در خارج از کشورش پا به توپ شود. اوزه بیو با اینتر قرارداد امضا کرد. حتی برای او خانه پیدا کردند و آماده رفتن بود اما تصمیم جدید فدراسیون فوتبال ایتالیا همه چیز را عوض کرد. این فدراسیون اجازه بازی به بازیکنان خارجی را در لیگ نداد و به همین خاطر قرارداد مهاجم بنفیکا فسخ شد.

بدشانسی نابغه پرتغالی باعث شد که تا سال ۱۹۷۵ در کشورش بماند. او در آن سال به آمریکای شمالی سفر کرد. اوزه‌ بیو زمانی که بازیکن بنفیکا بود توانست در سال ۱۹۶۵ توپ طلا را کسب کند و کفش طلا را در سال‌های ۶۸ و ۷۳ به دست آورد. او توانست به ترتیب ۴۳ و ۴۰ گل در این سال‌ها به ثمر برساند. زمانی که اوزه بیو پرتغال را ترک کرد و در مکزیک پا به توپ شد، شش عمل در زانوی چپش و یک عمل در زانوی راستش انجام داده بود. او ۳۲ سال داشت و همان طور که سالازار گفت، سرمایه کشورش بود. اکنون یک مجسمه از اوزه بیو که به زانویش تکیه داده و یک توپ بین زمین و دستانش قرار دارد به همراه یک برگه که به سمت آسمان گرفته است، در ورودی ورزشگاه استادیو دو لوژ بنفیکا دیده می‌شود