گفتنی‌های شنیدنی استاد فضل‌الله توکل از یار همراهش «اسدالله ملک»



17 مرداد ماه زاد روز استاد ویلون ایران اسدالله ملک است و به همین مناسبت خبرنگار ایرنا در یک گفت و گوی مفصل و صمیمی با استاد فضل الله توکل بخشی از خاطره‌های رفاقت دیرین وی با استاد ملک را مرور کرد.
در تاریخ موسیقی ایرانی، برنامه‌های «گل‌ها» و «تکنوازانِ» رادیو قله‌هایی به شمار می‌آیند که تا سال‌های سال می‌توان قدّ و قامت هنریِ بسیاری از آثار تولیدیِ موسیقی ایران و همکاری‌های موسیقایی را با ارتفاع این قلّه‌های استوار سنجید و بسیاری از هنرمندانی هم که در این برنامه‌ها اجرا و هنرنمایی کرده‌اند، از چنان شأن و اعتباری برخوردارند که هر یک در عالمِ موسیقی و هنرِ این سرزمین، «جهانی هستند، بنشسته در گوشه‌ ای».
از آخرین و جوان‌ترین نوازندگانی که وارد برنامه «گل‌ها» شد، استادِ روانشاد اسدالله ملک بود؛ نوازنده‌ی صاحب سبکِ ویلون و آهنگسازِ خاطره‌ساز موسیقی ایران که افتخار شاگردیِ صبا را داشت و آثار ماندگاری چون «گریه لیلی»، «مرغ شباهنگ»، «نغمه رؤیایی»، «غروب کوهستان»، «آبنوس»، «غزل ‌خوان» و «جان عاشق» از سحرِ ساز و نوای او ماندگار شده است.
استاد فضل ‌الله توکل، نوازنده بزرگ و صاحب ‌سبک سنتور که خود از برجسته ‌ترین نوازندگان «گل‌ها» و از آهنگسازان و ترانه‌سرایانِ خوش‌ نغمه‌ آفرین موسیقی ما هستند ، جزو هنرمندانی‌اند که طی عمر کوتاه استاد ملک، بیشترین هم‌نوازی‌ها و همکاری‌ها را با ایشان داشته‌اند. از این‌ رو خبرنگار ایرنا در شبی از شب‌های مردادی به منزلِ پرنغمه و خاطره ایشان رفت تا روی زیرصدای دلنشین قناریِ خانه‌ مرد خوش‌ نوازِ سنتورِ ایران، استاد توکل از یار قدیمی خود، «اسدالله ملک»، سخن بگوید؛ مردی که امروز 17 مرداد ماه، سال ‌روز تولد اوست.
هنگام این مصاحبه، پاشا پاشایی خواننده و همدم و همراه و وکیل هنری استاد توکل نیز با مهربانی همراه ما بود.

** اسدالله ملک رفیق بسیار خوبی بود / دعوت ملک برای همکاری در ارکستر «هم‌نوازان»

* ایرنا: جناب استاد توکل، وقتی سال آغاز حیات و پایان زندگی استاد اسدالله ملک (1320 – 1380) را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چه ‌قدر زود ایشان را از دست داده‌ایم.

*استاد توکل : بله، متأسفانه آقای ملک خیلی زود از میان ما رفت و من خیلی او را دوست داشتم. خدا رحمت کند سیاوش زندگانی (نوازنده ویلون و کمانچه) را، او هم در شصت و یک سالگی زود از دنیا رفت.
بله ایشان نیز در سال 1382 متأسفانه به رحمت حق پیوستند.
آقای سیاوش زندگانی هم عزیز من بود و در تلویزیون همکاری‌های زیادی با من داشت؛ من گروه‌نوازی داشتم و در خدمت ایشان بودم. اول آقای علی‌ اصغر بهاری بودند که کمانچه می‌زدند. آن زمان می‌گفتند مثلاً ویلون نزنید، بهتر است چون کمانچه ساز ایرانی است! به هر ترتیب سیاوش زندگانی برای ما کمانچه می‌ زد و آقای فرهنگ شریف (نوازنده‌ی صاحب‌سبک تار) نیز آمدند و مدتی هم آقای حسین تهرانی (استاد بزرگ تنبک) بودند و بعد از ایشان آقای امیرناصر افتتاح آمدند که نوازنده تنبک گروه ما بودند و آن زمان آثار بسیاری را برای تلویزیون ملّیِ آن زمان ضبط کردم.
آقای رضا قطبی (مدیر وقت تلویزیون ملّی ایران) که سر ضبط یکی از برنامه‌های «گل‌ها» در رادیو نوازندگی من را دیده بود و خیلی صدای ساز من را دوست داشت، نامه ‌ای برای من گذاشت که فردا ساعت 10:30 صبح بروم به محل ساختمان تلویزیون ملّی ایران.
شنبه‌ها ما سه یا چهار برنامه 45 دقیقه‌ ای تصویری ضبط می‌کردیم. چهل و پنج دقیقه اجرای تصویری واقعاً کار سختی است؛ زیرا همه چیز باید مهیا باشد، لباس مرتب باشد، یقه‌ی لباس نامرتب نباشد، مضراب کج نشود، به هر ترتیب بسیار سخت‌تر از ضبط رادیویی است.

* ایرنا:استاد، شما سال‌ها در کنار مرحوم استاد ملک حضور داشتید و هنرنمایی کرده‌اید؛ لطفاً از ویژگی‌های شخصیتی ایشان بفرمایید.

* استاد توکل: اسدالله خان ملک واقعاً یکی از نوابغ موسیقی ما است؛ یادش گرامی و خدایش رحمت کند. بسیار مرد اهل حال و ذوق و اهل دل و نیز رفیق بسیار خوبی بود. سال هفتاد و نه مادر بنده به رحمت خدا رفت و مراسم سوم مادرم را در همین خانه برگزار کردیم. اسدالله خان عصا زنان آمد اینجا و در مراسم مادرم شرکت کرد. اتفاقاً سوم مادر من افتاده بود به روز شنبه، پانزده شعبان که تولد حضرت امام زمان (عج) بود و همه جا تعطیل بود. جای شما خالی، در آن مراسم آقای افتخاری بود، آقای گلپا بود و بسیاری از هنرمندان حضور داشتند که همه به من محبت دارند و من نیز مخلص همه هستم. طفلک اسدالله خان ملک دوباره عصا زنان آمد و وقتی شروع به صحبت کرد، گفت: «مادرِ فضل ‌الله توکل برای من و برای همه ما سِمَت مادری دارد»؛ و واقعاً همین‌ طور بود. مادرم همیشه همه دوستانِ هنرمندِ مرا مثل بچه‌های خودش دوست داشت، به ‌ویژه اسدالله را به دلیل حجب و حیایی که داشت، خیلی دوست داشت.
اسدالله ملک، بچه بسیار مَشتی و بامعرفتی بود. پسرم، من صدا و سیما نمی‌رفتم، اما اسدالله ملک آمد به سراغم و با خواهش و اصرار فراوان از من خواست که به ارکسترش در رادیو تلویزیون، یعنی ارکستر «هم‌نوازان» بروم. می‌گفت: «من با همه نوازنده‌های گل‌ها برنامه زیاد ضبط کرده‌ام، اما با تو کم برنامه اجرا کرده‌ام؛ دلم می‌خواهد یک سری برنامه با یکدیگر ضبط کنیم». قبول کردم و رفتم به ارکستر «هم‌نوازانِ» اسدالله ملک.

** اسدالله ملک قرار بود دو هفته در بیمارستان باشد، اما تبدیل شد به هشت ماه

* ایرنا :ببخشید استاد، مرحوم ملک در چه سالی از شما دعوت کردند که به ارکسترِ «هم‌نوازان» بروید؟

* استاد توکل : در سال 1371؛ در سال 72 نیز مشغول به کار شدیم و تا زمانی که اسدالله به رحمت خدا رفت، در آن ارکستر در کنار هم بودیم. خدا همه‌ آنان را رحمت کند، بسیاری از نوازنده‌های آن ارکستر فوت کرده‌اند؛ آقای منصور نریمان (استاد عودنواز) رفت، آقای جهانگیر ملک (استاد تنبک) رفت، اسدالله رفت و تنها من مانده‌ام.

* ایرنا : بهزاد رضوی نیز نوازنده تنبک آن ارکستر بود که او نیز متأسفانه از این جهان رفته است.

* استاد توکل: بله ، بهزاد رضوی هم بود، خدا رحمتش کند. البته تا وقتی که جهانگیر ملک بود، بهزاد رضوی زیر سایه او قرار داشت؛ چرا که جهانگیر ملک به همراه امیرناصر افتتاح عمری پایه برنامه‌های «گل‌ها» و «تکنوازان» بود و جایگاه بسیار مهمی در موسیقی ایران داشت.
به هر ترتیب، ما در آن زمان تکنوازی‌هایمان را روزهای پنجشنبه، صبح ضبط می‌کردیم. یک روز پنجشنبه بود، اسدالله با عصا داشت از راهرو می‌آمد و با صدای بلند گفت : « فضلی ، اومدی؟»؛ گفتم: «سلام؛ آره، اسدالله جان من همیشه سر ساعت میام». گفت: «امروز باید دو تا برنامه بیشتر اجرا کنی». گفتم: «چرا عزیزم، مساله‌ ای پیش آمده؟»؛ گفت: «من، دو هفته‌ ای نیستم». گفتم: «کجا می‌خواهی بروی؟ می‌خواهی بروی مسافرت؟»؛ گفت: «نه، می‌خواهم بروم بیمارستان». علت هم این بود که اسدالله روزی آمده بود ورزشکاری کند! کشوی کمد را کشیده بود که افتاده بود روی پایش و استخوان لگنش شکسته بود. رفته بود بیمارستان رویال تهران، اما استخوان را به درستی جا نیانداخته بودند و موجب شده بود طفلک اسدالله به ناچار با عصا حرکت کند. برای همین بود که گفت دو هفته در بیمارستان خواهد بود.

* ایرنا: این پنجشنبه‌ ای که می‌فرمایید، مربوط به چه سالی است؟ 79 یا 80؟

* استاد توکل : سال 80؛ به من گفت دو هفته نیستم، اما این دو هفته تبدیل شد به هشت ماه و یک هفته؛ یعنی اسدالله اردی‌بهشتِ 80 این فرمایش را به من کرد و در اواخر همان سال به رحمت خدا رفت. در بیمارستان ایران‌مهر بستری بود که دکترش معاینه کرد و فهیمده بود تومور مغزی دارد و مغزش را باز کرده بودند. من حتی دکتر عباسیون را که در بیمارستان آراد است و از دوستان بسیار عزیز ما است و به همه هنرمندان محبت دارد، به بالین اسدالله بردم. معمولاً دکترها به بیمارستانِ دیگری غیر از بیمارستانِ خودشان نمی‌روند، اما دکتر عباسیون به دلیل محبتی که به هنرمندان دارد، به بالین اسدالله آمد و او را معاینه کرد. وقتی ام. آر. آی را دید، گفت: خبر خوشی ندارم؛ تومور بسیار بدخیم است و اگر عمل بکنند هم دوباره رشد خواهد کرد. ما از آن موقع شروع کردیم به زاری و گریه که اسدالله دارد از دست می‌رود. واقعاً حیف شد.

** نگذاشتم تصویر اسدالله با سر باندپیچی شده از تلویزیون پخش شود

* ایرنا: خود استاد ملک متوجه شده بودند که به این بیماریِ مهلک دچار شده‌اند؟

* استاد توکل : بله؛ من معمولاً هر روز یا یک روز در میان به دیدارش می‌رفتم. وقتی هم که دیر می‌کردم یا کاری پیش می‌آمد، بهانه مرا می‌گرفت و تلفن می‌زد که کجایی و چرا نیامده‌ای؟ یک روز رفتم بیمارستان و دیدم جمجمه اسدالله را شکافته‌اند و دوباره بخیه زده‌اند و دور سرش را هم باندپیچی کرده‌اند. در همین حال نیز خانمش رفته بود و تعدادی خبرنگار از بی بی سی آورده بود تا با اسدالله مصاحبه کنند.
این وضع را که دیدم، دادم درآمد! گفتم: «خانم ملک، من برای شما خیلی احترام قائلم؛ این کار را نکنید».گفت: «چرا؟»؛ گفتم: «برای اینکه مردم با اسدالله ملک خاطره دارند؛ من را مردم با این قیافه دیده‌اند، با نوار دور سر و سرِ جراحی شده که درست نیست! اگر چنین تصویری را در تلویزیون نشان بدهند و همه دنیا ببینند که قشنگ نیست؛ نکنید این کار را». اسدالله من را بوسید و گفت تو خیلی شعورت بالا است. گفتم: «اسدالله جان، شما برای من عزیزی و عمری با هم دوستی و همکاری داشته‌ایم و احترام برایتان قائلم»؛ و گذشت… .

* ایرنا: در فاصله 1357 تا تشکیل ارکستر «هم‌نوازان» و دعوت استاد ملک از شما که فرمودید در سال 1371 اتفاق افتاد، شما همکاری دیگری با مرحوم استاد ملک داشتید؟

* استاد توکل : قبل از انقلاب من شاید شش یا هفت نوار با اسدالله داشتم. بعد از انقلاب که اسدالله ارکستر «هم‌نوازان» را راه‌اندازی کرد، با اصرار از من دعوت کرد و چون من نمی‌رفتم، به من گفت اگر تو نیایی، من هم نمی‌روم. من به دلیل احترامی که برای اسدالله قائل بودم و از آنجایی که دوست و رفیق بودیم و من کار او را دوست داشتم، قبول کردم و رفتم و همکاری ما بعد از انقلاب از آنجا آغاز شد.
بعد از اینکه کارم را در ارکستر «هم‌نوازان» آغاز کردم، یک روز اسدالله زنگ زد و گفت: «تو چرا نمی‌روی چک‌های دستمزدت را بگیری؟ خیلی پول داری؟!» گفتم: «نه اسدالله جان! اتفاقاً شرایطم زیاد جالب نیست». گفت برایت دو یا سه تا چکِ یک و نیم یا دو میلیونی گذاشتم، برو حسابداری چک‌هایت را بگیر. خدا رحمتش کند.

* ایرنا : مرحوم استاد ملک از نوازندگان سابقِ «گل‌ها» به جز شما و مرحومان منصور نریمان و جهانگیرخان ملک دیگر از چه کسانی دعوت کردند تا در «هم‌نوازان» حضور داشته باشند؟ و آیا بودند کسانی که دعوت آقای ملک را نپذیرند یا شرایط حضورشان فراهم نشود؟

* استاد توکل : همه کسانی که آقای ملک دعوتشان کرده بود، پذیرفته بودند و به ارکستر «هم‌نوازان» آمدند. به جز افرادی که نام بردید، آقای حسن منوچهری هم بود که عود می‌زد و به ارکستر آمد و خیلی‌های دیگر نیز بودند که همه آمدند. به دلیل شخصیتی که اسدالله ملک داشت، همه هنرمندان برای او احترام قائل بودند. اسدالله آدم کمی نبود و شخصیت بسیار والایی داشت. باور کنید اگر یک قندان قند دستش می‌دادیم، تا به همه تعارف نمی‌کرد، خودش یک حبه قند دهانش نمی‌گذاشت؛ ملک بسیار با معرفت بود.

** پیش از انقلاب اسدالله ملک گله‌مند بود که چرا کم‌تر با او هم‌نوازی می‌کنم

* ایرنا: جناب استاد توکل، بیشترِ همکاری‌ها و هم‌نوازی‌های شما و مرحوم استاد اسدالله ملک، باز می‌گردد به دوران پس از انقلاب و فعالیت در ارکسترِ «هم‌نوازان»؛ درست عرض می‌کنم؟

* استاد توکل : بله، من قبل از انقلاب با مرحوم بدیعی و مرحوم یاحقی بیشتر نوار داشتم و این باعث شده بود که اسدالله جان کمی از من گله‌مند باشد که چرا کمتر با او هم‌نوازی می‌کردم؛ اما دست من نبود که بتوانم با یک نوازنده‌ی خاص هم‌نوازی کنم. در آن زمان تهیه‌کننده برنامه «گل‌ها» آقای محمد میرنقیبی بود که ناظم هنرستانِ موسیقی هم بود. من به اسدالله گفتم آقای میرنقیبی اول هر ماه زنگ می‌زند و می‌گوید فضل ‌الله جان کاغذ و قلم بردار و تاریخ ضبط برنامه‌هایت را بنویس. مثلاً می‌گفت پنجشنبه، 12 مرداد ضبط داری با آقای پرویز یاحقی؛ 14 مرداد ضبط داری با آقای حبیب‌الله بدیعی؛ 18 مرداد ضبط داری با فلان نوازنده. از قبل به ما این اطلاعات را می‌دادند که مثلاً در برنامه «گل‌ها» یا «تکنوازان» در چه روزی با چه نوازندگانی ضبط داریم و برای هر برنامه ساز را باید چطور کوک کنیم. به اسدالله گفتم وقتی با شما برای من برنامه نمی‌گذارند، تقصیر من که نیست. به همین دلیل امکان همکاری و هم‌نوازی با اسدالله ملک پیش از انقلاب کم‌تر برای من پیش آمده بود.

* ایرنا: آقای میرنقیبی در انتخاب نوازندگان برای هم‌نوازیِ با یکدیگر متر و معیار یا قاعده ا‌ی خاصی داشتند؟

* استاد توکل: میرنقیبی می‌خواست نوازندگانی که با هم خیلی اُخت بودند، با هم کار کنند. من چون بیشتر با آقای یاحقی بودم و با هم کار می‌کردیم و خارج از رادیو نیز در کنسرت‌ها و برنامه‌های مسافرت با هم بودیم، از این‌رو ما را بیشتر با هم انتخاب می‌کرد. حتی با آقای بدیعی نیز کمتر از آقای یاحقی همکاری داشتم. بعدها یک سری کار با آقای بدیعی در خانه‌ ایشان ضبط کردیم و همین ‌طور یک سری کار نیز در خانه‌ پرویز یاحقی با پرویز ضبط کردیم. با اسدالله جان بیشتر پس از انقلاب و در همان تلویزیون که برنامه‌های رادیو نیز به آنجا آمده بود و در همان استودیو 103 کار ضبط کردیم و در کنار هم ساز زدیم. الحمدالله که این سعادت را پیدا کردم که در خدمت آقای ملک هم تعداد زیادی نوار ضبط کنم، خدا را شکر.

** مکتب ویلون ‌نوازی اسدالله ملک به مکتب رضا محجوبی نزدیک بود

*ایرنا : جناب استاد توکل، مرحوم استاد ملک از هنرمندانِ صاحب‌‌سبک موسیقی ما بودند و به قول حضرت عالی صاحب مکتب بودند؛ لطف بفرمایید و از مکتب اسدالله ملک بگویید.

* استاد توکل : اسدالله ملک یکی از بهترین شاگردانِ ابوالحسن خان صبا بود؛ اما مکتب ویلون نوازیِ اسدالله به مکتبِ رضا محجوبی، برادر مرتضی خان محجوبی (نوازنده پیانو) که معروف بود به «رضا دیوانه»، بسیار نزدیک بود. من در طول عمرم یک بار بیشتر رضا محجوبی را ندیدم، اما بر اساس صفحه‌های قدیمیِ باقی‌مانده از ساز زدنِ استاد محجوبی، باید گفت که اسدالله پیرو مکتبِ او بود و بسیاری از آثار رضا محجوبی را هم اجرا کرده است. مثلاً چهار مضراب ابوعطا با نامِ «قهر کرد» که با هم اجرا کرده‌ایم و یک بار هم اسدالله آن را تنها نواخته است . (استاد توکل در این لحظه قسمتی از ملودیِ چهارمضراب «قهر کرد» را زمزمه می‌کنند.) چهار مضراب سه‌گاهِ معروف شادروان رضا محجوبی را هم خدا رحمت کند پرویزخان یاحقی اجرا کرده است.
اسدالله ملک انگشت‌های بلندی داشت و پوزیسیون‌های بالا را نیز بسیار تمیز و عالی اجرا می‌کرد و اگر در کنسرت‌هایش دقت کرده باشید، می‌بینید که پوزیسیون‌هایی بِجا و تمیز و بسیار مرتب و ژوست، بدون نیم کاما اختلاف با نُت اصلی اجرا می‌کرد.
«گریه‌ی لیلیِ» اسدالله ملک هم بسیار زیبا است. اسدالله آثار زیبای فراوانی دارد؛ چه در تکنوازی، چه در هم‌نوازی، چه در آهنگسازی بسیار باذوق بود و مطالب و پرداخت‌هایش بسیار نو بود. اسدالله بسیار بااحساس ساز می‌زد و آهنگ می‌ساخت و جدای از این‌ها بسیار «انسان» خوب و با ارزشی بود.

** صبا اسدالله ملک را برای مداوای چشمش به خارج برده بود

* ایرنا: استاد ملک از جمله نوازندگان و آهنگسازانِ موسیقی ما بودند که هنرِ ملودی آفرینیشان جلوه‌ ای ویژه داشت. درباره ملودی‌سازی و ملودی‌آفرینیِ اسدالله خان ملک هم توضیح بفرمایید.

* استاد توکل : این ملودی ‌آفرینی بر می‌گردد به ذوق خاص اسدالله ملک. به‌طور کلی کسانی که بداهه‌نواز هستند، در ملودی‌آفرینی قوی هستند. خود من در همین اتاق که نشسته‌ام و تمرینی ساز می‌زنم، گاه سه یا چهار ملودی به ذهنم می‌آید، یکی از آن‌ها در مغزم می‌ نشیند که آن را می‌نویسم تا حفظش کنم و بر اساس آن آهنگی بسازم. اسدالله خان یا دیگر دوستانِ هم‌نوازِ بنده نیز همین‌ طور بودند ؛ مغز آنان ملودی‌آفرین بود و بی‌اراده ملودی از ذهنشان بیرون می‌ریخت و روی سازشان می ‌نشست و اسدالله خان نیز بیرون از این دایره نبود. او برای هنرش بسیار زحمت کشیده بود و کسی بود که چندین سال شاگرد مرحوم صبا بود.
طفلک اسدالله به ‌علت ناراحتی که در چشمش داشت، بسیار ناراحت بود و حتی به گفته‌ خودش، صبا او را به خارج برده بود تا مداوایش کند، اما آن‌طور که اسدالله می‌خواست، نشده بود؛ از این‌رو خیلی غصه می‌خورد. من به او می‌گفتم اسدالله جان، هر آدمی را خدا یک جور می‌آفریند؛ اصلاً به این موضوع اهمیت نده. برایش مثال زدم که سامی دیویس جونیور یک خواننده سیاهپوست آمریکایی بود که چشمش مانند اسدالله کمی پیچ داشت، اما با کسانی چون فرانک سیناترا و دین مارتین برنامه اجرا می‌کرد و موفق بودند. البته دیگر این اواخر این مساله برای اسدالله عادی شده بود؛ خدا بیامرزدش.

* ایرنا: جالب است که آقای ملک با وجود جایگاه بسیار والایشان از نظر فنّی و هنری، بسیار هم متواضع بودند. در فیلمی از بزرگداشت مرحوم استاد بدیعی، وقتی که روانشاد بهمن بوستان از استاد ملک دعوت می‌کند که به همراه استاد ایرج و جهانگیرخان و آقای سلطانی برای اجرای برنامه به جلو سالن بیایند، برای اسدالله خان عنوان «استاد» را به کار می‌برد، اما آقای ملک قبل از آغاز ساز زدن پشت میکروفن می‌گویند که «من یک جمله معترضه داشتم؛ لطفاً به بنده استاد نگویید. به من همان اسدالله ملک بگویید».

* استاد توکل : این‌ها همه به دلیل افتادگی و تواضع ایشان بود. اسدالله ملک فرد بسیار فرهیخته و مهربانی بود. البته آن مراسم، بزرگداشت مرحوم بدیعی نبود؛ شب هفت ایشان بود. من انجام وظیفه کردم و در همه‌ مراسم تشییع و تدفین و ترحیم مرحوم بدیعی رفتم و قرار بود در شب هفت ایشان نیز حضور داشته باشم، اما به دلیلی نشد که بروم. آقای شاهرخ نادری (تهیه‌کننده برنامه شما و رادیو و مجری برنامه‌های هنرمندان موسیقی) زنگ زد به من که فضلی جان! یادت نرود، حتماً باید بیایی و آدرس را هم داد.
من هم زنگ زدم به پرویز یاحقی و گفتم: پرویز جان شب هفت حبیب می‌آیی برویم؟ پرویز هم گفت: اتفاقاً آدرسش نزدیک منزل من است، تو آژانس بگیر بیا دنبال من با هم برویم. تقریباً بعدازظهر ساعت چهار بود که پرویز به من زنگ زد و گفت کاری برایش پیش آمده که نمی‌تواند بیاید. آقای اکبر گلپایگانی هم قرار بود با ما بیاید که گفت برایش مشکلی پیش آمده و نمی‌تواند بیاید. شاهرخ به من زنگ زد و به او گفتم: «شاهرخ جان، برنامه من چه ساعتیه ؟»؛ گفت: «تو حالا سازت را بیار، تا ببینیم برنامه‌ات چه ساعتیه». عصبانی شدم و گفت: «من مطرب رو حوضی نیستم که با من این‌طور حرف می‌زنی و می‌گی سازت را بیار تا ببینیم چی پیش میاد». ناراحت شدم و گفتم نمی‌آیم. این بود که آن شب من نرفتم.

*ایرنا: و این شد که آن شب آقای حسن سلطانی در کنار استاد ملک سنتور نواختند؟

* استاد توکل : بله آقای سلطانی ساز زدند. البته ایشان نیز خوب ساز می‌ زنند و انسان خوبی هم هستند. من همه هنرمندان و همکارانم را دوست دارم و برایشان احترام قائلم. در واقع هر کس دارد کار خود را می‌کند و کسی هم جای دیگری را نگرفته است.

** چرا استاد ملک بعد از انقلاب با خوانندگانِ زیادی کار نکرد؟

* ایرنا: بعد از انقلاب، با وجود آنکه چند خواننده سرشناس، همچون آقای افتخاری و دیگران معرفی شده بودند و آثارشان با اقبال مردم همراه شده بود، چرا استاد ملک در کنار ادامه همکاری با استادان حسین خواجه امیری (ایرج) و اکبر گلپایگانی (گلپا)، تنها با دو خواننده، یعنی آقای بهرام حصیری و مهدی بهزاد‌پور (بهزاد) همکاری کردند و در کار با خوانندگان دیگر، آثار باکلامشان را تنوع ندادند؟

* استاد توکل : اسدالله خان بسیار فرهیخته بود و کارش هم بسیار عالی؛ اما نه تنها ایشان، بلکه بسیاری از آهنگسازانِ ما این جرات را ندارند که ریسک کنند و صدایی را بیاورند و در عرصه موسیقی مطرح کنند این بدین دلیل است که می‌ترسند شکست بخورند و آن صدا مورد اقبال مردم قرار نگیرد.

* ایرنا: استاد ملک تعدادی اثر نیز در برنامه «نوایی از موسیقی ملّی» اجرا و ضبط کرده‌اند.

* استاد توکل : آن موقع نیز در رادیو اذیت کردن و همه جور مسخره‌بازی زیاد بود؛ اسدالله ملک خوب ساز می‌زد، اما برخی از دست‌اندرکارانِ آن موقعِ رادیو گاه گیر می‌دادند که اگر در یک اثر با کلام از یک خواننده‌ ای، اسدالله ساز سولو زده بود، قسمت مربوط به سولوی ساز او را از اثر در می ‌آوردند؛ آخر چرا؟ هر گلی یک بویی دارد؛ حتماً نباید آقای فلان یا آقای بهمان سولو بزند که! طفلک اسدالله از این نظر یک مقداری محرومیت کشید.
بعد که دکتر آزمون معاون رادیو شد، اسدالله برنامه «نوایی از موسیقی ملی» را درست کرد و از من هم دعوت کرد به این برنامه بروم که چون در آن زمان وقت نداشتم و برنامه من در «گل‌ها» و «تکنوازان»، فیکس و پُر بود، قبول نکردم و نرفتم. بعد رفیقمان، آقای مجید نجاحی که خدا رحمتشان کند، رفتند و در این برنامه «نوایی از موسیقی ملی» کار کردند. اسدالله در این برنامه آثار خوبی هم اجرا و ضبط کرد که با صدای خوانندگان گوناگون پخش شد.

** بسیاری از آلبوم‌های آقای گلپایگانی را در خانه‌ام ضبط کردم

* ایرنا: پس از انقلاب، استاد ملک در بسیاری از آلبوم‌هایی که شما برای استاد اکبر گلپایگانی ساخته‌اید، ساز زده‌اند؛ لطفاً از خاطره‌های ضبط آن آلبوم‌ها و حضور اسدالله خان ملک بفرمایید.

* استاد توکل: پسرم، آن موقع استودیوی چندانی فعال نبود؛ هفت، هشت، ده نفر از بچه‌های ارکستر «هم‌نوازان» را دعوت کردم و رحیم شبخیز (از صدابرداران موسیقی ایران) را هم آوردم و در همین هال خانه‌ خودم (استاد اشاره می‌کنند به هال منزلشان که این مصاحبه نیز در آنجا صورت گرفته است)، آلبوم‌های آقای گلپا را در همین جا ضبط کردم. چون در آن دوران نسبت به موسیقی سخت‌گیری فراوانی وجود داشت. دو نفر از بچه‌های جوان‌تر را هم در خیابان، مراقب گذاشتم تا مبادا اتفاقی بیافتد و مشکلی پیش بیاید. من این‌گونه این آلبوم‌ها را ضبط کردم و کوشیدم از سال 72 این موسیقی را تداوم ببخشم و خاک راه فراوان خوردم. (از اینجای بحث پاشا پاشایی عزیز، خواننده و همراه و همدم و وکیل هنری استاد توکل، نیز وارد بحث می‌شود.)
پاشایی به نظر من واقعاً استاد توکل و امثال ایشان به موسیقی خدمت کرده‌اند. در آن شرایط که همه می‌دانیم ساز و صدای موسیقی با چه محرومیت‌هایی روبرو بود، استاد توکل جرات به خرج دادند و آن آثار ماندگار را ضبط کردند، در واقع کوشیدند پرچم موسیقی را بلند نگاه دارند.

** ملک بسیار مأخوذ به حیا بود و ادعایش با سازش بود

*ایرنا: استاد ملک جدای آنکه در طول عمر کوتاهشان، آن‌ طور که سزاوار بودند، قدر ندیدند، احساس می‌ شود که در میان جامعه هنری و موسیقایی نیز گاه بی‌مهری‌هایی به ایشان شده است. جناب عالی در این باره چه دیدگاهی دارید؟

* استاد توکل : دلیلِ این ماجرا برمی‌گردد به اینکه اسدالله ملک بسیار بسیار مأخوذ به حیا بود. برخی فکر می‌کنند که او آدم تُندی بود، اما این‌ طور نیست؛ اسدالله بسیار محجوب بود و منم منم نمی‌زد، بلکه با کارش ادعا داشت. اسدالله بسیار زحمت کشیده بود و به قول ما موزیسین‌ها دود چراغ زیاد خورده بود و حقش بسیار بالاتر از این حرف‌ها بود؛ اما خُب روزگار است و کاریش نمی‌توان کرد و دست ما هم نبوده است. اما همیشه همه‌ی ما حرمت اسدالله را داشتیم.

* پاشا پاشایی: این هم جالب است که بگویم استاد توکل همیشه می‌گویند که آرشه ویلون استاد بدیعی انگار چند کیلومتر است و از روی ساز پایین نمی‌آید، یا ویلون‌ استاد پرویز یاحقی مثل عسل شیرین است، اما درباره ساز استاد ملک می‌گویند که ساز ایشان سوز و غم دارد.

* ایرنا: جناب استاد، 16 سال از درگذشت استاد ملک می‌گذرد و کسی نتوانسته است که دیگر مانند اسدالله ملک ساز بزند؛ چرا جای خالی بزرگانی چون ملک و یاحقی و دیگر استادانِ موسیقی ما هرگز پُر نمی‌شود؟

* استاد توکل : پسرم، این هنرمندانِ هم‌ دوره‌ی ما که از سال 1330 تا 1357 خدمت‌گذار فرهنگ این مملکت بودند، دیگر کمتر اتفاق خواهد افتاد که نظیرشان به وجود بیاید، زیرا دیگر عوامل پیدایش آنان وجود ندارد. در آن زمان زنده‌یاد صبا بود، کلنل علینقی وزیری بود و هنرستان موسیقی را درست کرده بودند. مرحوم ابوالحسن خان صبا مبصرِ کلاس کلنل علینقی وزیری بود و روح‌الله خان خالقی از همین مدرسه فارغ‌التحصیل شده بود، همچنین آقای حسین سنجری، رهبر اول ارکستر سمفونیک تهران که پدر حشمت سنجری بود.
حسین سنجری در یک محفلی، با خانم روح‌ انگیز (قدرت خانم)، خواننده‌ قدیمی، آشنا می‌شود و می‌ بیند که صدای خوبی دارد. در آن زمان حسین سنجری همسر (مادرِ حشمت سنجری) داشته، اما روح‌ انگیز را هم عقد می‌کند. کلنل وزیری از این ماجرا عصبانی می‌شود و به او می‌گوید: «شما که زن داشتی، برای چه این خانم را عقد کرده‌ای؟»؛ حسین سنجری می‌گوید: «اگر این خانم زن من نباشد، نمی‌توانم به او بگویم که در محافل مختلف و خانه‌های این و آن نرود و نخواند و به قول قدیمی‌ها مُطربی نکند. می‌خواهم خواننده‌ ای باشد که موسیقی را با شرایط بالا و والا اجرا کند». طوری هم می‌شود که بیشتر آهنگ‌های کلنل علینقی وزیری را خانم روح‌انگیز خوانده و صفحه‌های قدیمی آن نیز هست.

** خاطره همکاری اسدالله ملک و مرحوم مشفق کاشانی

*ایرنا: یکی از کسانی که پس از انقلاب نقشی پررنگ در سرایش شعر و کلامِ آثار اسدالله خان ملک داشته‌اند، مرحوم استاد مشفق کاشانی‌اند؛ شما اطلاع دارید که آشنایی این دو استاد چگونه رقم خورده بود؟

* استاد توکل : من آقای مشفق را ندیده بودم؛ اوایل کار ارکستر «هم‌نوازان» بود و دو خواننده بودند که با آنان کار می‌کردیم، یکی آقای مهدی بهزادپور که من با او کار می‌کردم و آقای ملک هم با آقای حصیری کار می‌کردند. یکی، دو تا اثر از ما ضبط شد و سروش به صورت آلبوم آن‌ها را منتشر کرده بود. اسدالله نیز آلبوم «جان عاشق» را با صدای آقای حصیری منتشر کرده بود و شرکت سروش آن را عرضه کرده بود و مورد محبت مردم قرار گرفته بود. یک روز بعدازظهر که رفته بودیم سر ارکستر، دیدم اسدالله آمد و یک آقایی همراهش بود. به من گفت فضلی جان ایشان آقای مشفق کاشانی هستند. با هم آشنا شدیم و روی ماهشان را بوسیدم و آقای مشفق نیز بسیار به من محبت کردند و کتاب اشعارشان را به من دادند که اکنون در کتابخانه من هست.
بعد آقای مشفق از من گله کردند و گفتند که چرا آهنگ‌هایت را به من نمی‌دهی که برایش شعر بگویم. گفتم: آقای مشفق، من خودم روی ملودی‌هایم شعر می‌گذارم و معمولاً کمتر از ترانه‌ سرا استفاده می‌کنم. تاکنون هم که با شما افتخار آشنایی نداشتم، اما از این به بعد چشم. اتفاقاً همین اواخر دو تا از کارهای استاد مشفق را از همین کتاب انتخاب کردم و برای شعر «حنجره» یک آهنگ شوشتری نوشتم و برای شعر «آینه» نیز یک آهنگ بیات اصفهان نوشتم و اجرا کردم. خدا رحمتشان کند.

*پاشایی: آقای ملک با خانم هما میرافشار نیز همکاری‌های فراوانی کرده‌اند و ترانه بسیاری از آهنگ‌های آقای ملک را خانم میرافشار سروده‌اند.

* ایرنا: و شعر آهنگ معروف «تک درخت» که استاد گلپایگانی اجرایش کرده‌اند نیز سروده‌ی خانم میرافشار است. راستی جناب استاد، مرحوم اسدالله خان ملک تنها یک فرزند داشتند؟

* استاد توکل : بله؛ ایشان خیلی دیر ازدواج کردند. ماجرای آشنایی آقای ملک با همسرشان هم از این قرار است که اسدالله به علت بیماری، مدتی را در بیمارستان تهران بستری شده بود و آنجا با اعظم خانم، همسرشان، که پرستار بودند، آشنا می‌شود و این آشنایی منجر به ازدواجشان می‌شود که آقا ماهور تنها ثمره‌ی این ازدواج است. خیلی وقت هم هست که ماهور را ندیده‌ام.

** ردیف اسدالله ملک و مقدمه‌ ای که پرویز یاحقی برای آن نوشته است

*ایرنا: مرحوم استاد ملک یک ردیف هم برای ویلون نوشته‌اند که امروزه بسیار مهجور افتاده و در آموزش چندان از آن استفاده نمی‌شود؛ نظرتان درباره این ردیفی که استاد نوشته‌اند چیست؟

* استاد توکل : والا متأسفانه همه ردیف‌ها مهجور واقع شده است. ردیف اسدالله، ردیف بسیار خوبی است که من هم ردیفش را دارم. مرحوم پرویز خان یاحقی برای ردیف اسدالله مقدمه نوشته است.

* پاشا پاشایی: و اینکه استاد یاحقی برای ردیف استاد ملک مقدمه می‌نویسد، خود گویای ارزش ردیف استاد ملک است، اما اینکه این‌گونه ردیف‌های ارزشمند مهجور واقع شده، بر می‌گردد به اینکه بسیاری از افراد نمی‌توانند این آثار را بزنند، از این‌رو است که بسیاری از ملودی‌های امروزِ ما رفته به سوی تقلید از آثار ترکی و عربی و هندی و یا تلفیقی از هر سه! استاد توکل سال‌ها پیش، قبل از انقلاب در مصاحبه‌ ای گفته بودند که موسیقی ما دارد به سمت بساز و بفروشی می‌رود و امروز می‌بینیم که این اتفاق افتاده است!

*ایرنا: به نظر بنده حتی امروز دیگر بساز و بفروشی را نیز رد کرده است! و برخی آثار موسیقی نشان می‌دهد که به مرحله بساز و بندازی رسیده‌ایم!

* پاشا پاشایی: بله، ای کاش بسازند و کار بفروشد! این دست‌کم منفعتی دارد.

*ایرنا: جناب استاد دیدگاه شما درباره ردیف نویسی برای روزگار امروز چیست؟

* استاد توکل : ببینید، ارشاد به من فشار می‌آورد که چرا ردیف نمی‌نویسی؟ گفتم آقا جان! من شپش‌های ردیف را نمی‌نویسم (منظور استاد گوشه‌های فرعی و بسیار غریبِ دستگاه‌ها و آوازهای گوناگونِ ردیف موسیقی ایران است)؛ اما یک سری از گوشه‌های شاخص هر دستگاه و مایه را من اجرا می‌کنم و این می‌شود ردیف بنده. البته این ردیف را ضبط کرده‌ام و قرار است رونمایی شود. برای جوان‌هایی که می‌خواهند آهنگسازی کنند. مثلاً اگر ردیف سه‌گاه را بخواهند استفاده کنند، باید بدانند درآمد سه‌گاه کجا است، زابل کجا است، مویه کجا است و همین‌طور مخالف و زیرکش و سلمک کجا است. یا اگر بخواهند شور و افشاری و اصفهان و دیگر مایه‌ها را بزنند، گفتم از هر کدامِ این‌ها من گوشه‌های شاخصشان را اجرا می‌کنم و همین‌طور هم شد.
به ‌طور کل باید از موسیقی حمایت شود، چون بخشی از فرهنگ ما است. خدا رحمت کند داوود پیرنیا، مدیر برنامه «گل‌ها»، را. سال 1343 برای تمام هنرمندانِ «گل‌ها» یک مراسمی در هتل هیلتون تهران برگزار کرد. ارکستر بزرگ «گل‌ها» نشسته بود، مرحوم غلامحسین بنان هم زنده بود و دو، سه آهنگ از کارهای مرتضی خان محجوبی را با ارکستر «گل‌ها» خواند و آوازش را هم با ساز من و ساز آقای حبیب‌الله بدیعی خواند. بعد آقای یاحقی، من و آقای عبدالوهاب شهیدی یک برنامه با عنوانِ «یک شاخه گل» اجرا کردیم و همچنین آقای بدیعی با آقای فرهنگ شریف و آقای محمودی خوانساری برنامه اجرا کردند. شب بسیار مفصلی بود، یعنی از ساعت هشت شب تا چهار صبح برنامه اجرا شد و از همه مهمانان و دعوت‌ شدگان پذیرایی مفصل شد و شام دادند و کله پاچه دادند و خلاصه آن مراسم در تقدیر از هنرمندانِ «گل‌ها» بسیار مفصل برگزار شد که تلویزیون هم به‌ طور مستقیم آن برنامه را پخش کرد. اما بعدها متأسفانه دیگر موسیقی آن‌ طور که باید حمایت نشد.

** سرآغاز دوستی اسدالله ملک و محمودی خوانساری در خانه پدر استاد توکل

*ایرنا : جناب استاد، دوستی مرحوم اسدالله خان ملک با روانشاد محمودی خوانساری (خواننده نامدار موسیقی ایرانی) شهره و زبانزد بوده است؛ شما اطلاع دارید که دوستیِ صمیمی این دو نفر کجا و چگونه اتفاق افتاد؟

* استاد توکل : عرض کنم که پدر من فردی سفره‌باز بود و از قدیم، زمانی که من بسیار کودک بودم و حتی موقع ساز زدن، پاهایم از روی صندلی به زمین نمی‌رسید خاطرم هست که اکثر هنرمندان به خانه پدر من (منزل پدربزرگم) می‌آمدند و رفت و آمد داشتند. روزهای تعطیل از چهارشنبه بعدازظهر، مرتضی خان محجوبی خانه ما بود، استاد علی تجویدی، مهدی خان خالدی، حسین خان و پرویز خان یاحقی و بسیاری از هنرمندان موسیقی منزل ما می‌آمدند. همین‌طور رهی معیری که پسرعمه مادرم بود و به دلیل دوستی با رهی معیری نیز خیلی‌ها به خانه ما می‌آمدند.
محمودی خوانساری که از شیراز آمد، هنوز جا و مکانی برای خودش نگرفته بود و پدرم اصرار کرد که محمودی را منزل خودمان نگه داریم. اتاق من کنج ساختمان خانه‌یمان بود و تخت خوابی هم برای آقای محمودی در اتاق من گذاشتند و شب‌ها در اتاق من می‌خوابید و از بس در خواب خُروپُف می‌کرد، یک شب با بچه‌ها سر تشکش را گرفتیم و در حالی که خواب بود، آوردیم و در سالن انداختیم! خدا رحمتش کند.
یک روز جمعه‌ای بود که محمودی منزل ما بود و اسدالله خان ملک هم به خانه ما آمده بود و این دو نفر یکدیگر را دیدند و با هم دوست شدند و تا ساعت دو شب با هم ساز زدیم و محمودی خواند و بعد اسدالله رفت. در سال 38 هم که من به «گل‌ها» رفتم، اولین کارم با محمودی خوانساری بود که یک برنامه «برگ سبز»، شماره 65 در سه‌گاه اجرا کردیم.

*ایرنا: ببخشید استاد، این سرآغاز دوستی استادان ملک و محمودی خوانساری در چه سالی بود؟

* استاد توکل : در سال 1337. دیگر بعد از آن محمودی با اسدالله دوستی عمیق پیدا کرد و محمودی به خانه اسدالله می‌رفت و بعد هم محمودی در نارمک خانه‌ای گرفت و با مادرش در آن خانه زندگی می‌کرد که همان‌ جا هم به رحمت خدا رفت. اسدالله نوازنده خوبی بود و محمودی هم خواننده خوبی؛ و این دو نفر دیگر با هم رفیق بسیار صمیمی شده بودند و شماری از کارهای اسدالله را هم محمودی خوانساری خوانده است که معروف‌ترینِ آن‌ها تصنیف «مرغ شباهنگ» در مایه افشاری است که بسیار زیبا است و شعرش را آقای معینی کرمانشاهی گفته. یک بار هم ما این کار را در فرهنگسرای نارمک با آقای علیرضا فریدون‌پور اجرا کردیم. چون صدای آقای فریدون پور کمی رنگ صدای آقای محمودی را داشت، اسدالله خان ایشان را آورد و مشغول به کار کرد. در فرهنگسرای بهمن نیز با مهدی بهزادپور یک اجرا داشتیم.

** دریغ بر انقراض ویلون ایرانی

*ایرنا: از زمان مدیریت استاد امیرهوشنگ ابتهاج در برنامه «گل‌ها» و در ادامه‌ آن با بروز اتفاق‌های دهه شصت و پیدا شدن سبک و سیاقی تازه در موسیقی ایرانی، رفته رفته نقشِ اساسیِ ویلونِ خوش آب و رنگِ ایرانی در موسیقی ما کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شد، به گونه‌یی که با رفتنِ ارکانِ این ساز، همچون استادانِ جنت‌مکان حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، اسدالله ملک و همایون خرّم و نیز جواد لشکری، امروز دیگر حتی در اجراهای جمع و جورِ محفلی و یا برنامه‌های مخصوص ساز و آواز، چون «شب آواز ایرانی» یا «آیین آواز» نیز بسیار کم‌تر پیش می‌آید که نوای دلنشین ویلون ایرانی را بشنویم. نظر شما در این‌باره چیست؟

* استاد توکل : پسرم من در حدّ بضاغت خودم این اندازه می‌توانستم کار کنم، که کار و تلاش کرده‌ام. من همه توانم را گذاشتم تا کاری کنم که موسیقی بماند، زیرا موسیقی ، فرهنگی نیست که از میان برود. سال 1372 بود که آقای گلپایگانی از من چند آهنگ تازه خواست. به اسدالله خان هم زنگ زدم و آمد خانه ما. ارکستری نبود که! چهار، پنج نفر دور هم جمع شدیم و آلبوم را ضبط کردیم. در همان کارِ «عشق آهسته» مرحوم امیر تاجری بود که کیبورد می‌زد، خودم سنتور می‌زدم، اسدالله ملک ویلون می‌زد، هادی منتظری کمانچه می‌زد، امید امیری و علیرضا توکل نیز سه‌تار و تنبک می‌زدند. با یک ارکستر کوچک کارها را ضبط کردیم، اما سعی کردیم همه چیز موجه باشد.

*ایرنا: البته شما و مرحوم اسدالله خان ملک هر یک به تنهایی یک ارکستر هستید.

* پاشا پاشایی: بله؛ حضور استاد توکل و استاد ملک در هر کاری به تنهایی موجب اعتبار آن کار است. در مورد صحبت شما هم باید در نظر بگیریم که وقتی چیزی حذف می‌شود، خلاً آن باقی خواهد ماند و تبعاتی را در پی خواهد داشت و نسل بعد با آن بیگانه می‌شود، برای ویلون ایرانی نیز متأسفانه چنین سرنوشتی رقم خورده است. امروز متأسفانه در ساز سنتور نیز همه چیز شده تکنیک و سرعت؛ اما تکنیکی که حس و حال نداشته باشد، چه فایده‌ای دارد؟ من نواری دارم از نوازندگی استاد توکل و استاد جهانگیر خان ملک که استاد با سنتور یازده خرک بسیار سرعتی ساز زده‌اند؛ اگر سنتورنوازی بتواند با آن سرعت ساز بزند، جایزه دارد. حس و اندیشه با چاشنی تکنیک است که می‌تواند ساز را دلنشین کند. ساز استاد توکل، حال و حس دارد و این حال نیز از وجود خودشان به ساز منتقل می‌شود؛ سخنی بر دل می‌نشیند که از دل برآید. ساز استادانی چون استاد توکل و پرویز یاحقی و اسدالله ملک و دیگر بزرگان نیز چون برخاسته از دلشان بوده، دلنشین است.

** یادی از استادان علی تجویدی و پرویز یاحقی

*ایرنا: نسل استاد توکل و استاد ملک و استاد یاحقی و دیگر هنرمندان بزرگِ موسیقی ما طوری بودند، که وقتی پشت ساز می‌نشستند یا ساز را در دست می‌گرفتند، به ساز اعتبار می‌دادند، بر خلاف نوازندگانی که ساز در دست می‌گیرند تا به واسطه ساز برای خود اعتبار و احترام بخرند.

جناب استاد بسیار سپاسگزارم که اجازه دادید، این مصاحبه برای تاریخ موسیقی ایران صورت بگیرد؛ در پایان اگر فرمایشی دارید، بفرمایید.

* استاد توکل : پسرم، من از حق‌ناشناسی و ناسپاسی بسیار بدم می‌آید و ای کاش همه قدردانِ زحمت یکدیگر باشیم و حرمت یکدیگر را نگه داریم. آقای علی تجویدی بیش از دَه سال است که به رحمت خدا رفته؛ اما من تا عمر دارم زحمت علی تجویدی در حق خودم را از یاد نخواهم برد. دوازده سال من شاگرد استاد تجویدی بودم و هرچه در موسیقی می‌دانم، از زحمت‌هایی است که علی تجویدی برای من کشیده است. ایشان با پدرم دوستی داشتند و با محبتِ فراوان به من درس می‌دادند و فرم آهنگسازی‌ام را از استاد درس گرفته‌ام. مگر می‌شود یادم برود زحمت‌های استاد را. یا در مورد پرویز خان یاحقی نیز همین‌طور. من و پرویز از بچگی با هم بودیم؛ زمانی که من با آقای یاحقی آشنا شدم، ایشان چهارده ساله بود و من 9 ساله. خُب چون الآن پرویز نیست، من باید منکر زحمت‌های ایشان درباره خودم بشوم؟
خدا شاهد است، یک روز در یکی از برنامه‌های تکنوازان بود که طبق برنامه قرار بود من و پرویز با هم ساز بزنیم. آقای میرنقیبی آمد و گفت: «پرویز جان، اگر ممکن است امروز همراه با سنتور آقای منصور صارمی شما ساز بزن». پرویز گفت: «آقای میرنقیبی، من امروز آمده‌ام که با سنتورِ فضل‌الله توکل ساز بزنم و امروز نمی‌توانم با هیچ ساز دیگری ویلون بزنم». ما با یکدیگر این‌گونه رفتار می‌کردیم و روی هم تعصب داشتیم و برای هم احترام قائل بودیم. به هر حال خداوند همه را رحمت کند و بیامرزد. خداوند روح اسدالله ملک را هم که خاطرات بسیار خوبی از همکاری با او دارم، شاد کند و ان ‌شاءالله روانش آرام باشد.

میزگرد **3067*1436*مصاحبه‌: امیرحسین دولتشاهی*انتشار:داود پورصحت*



انتهای پیام /*

‘;



$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “”+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent4_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}




function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}



ارسال به دوستان




پاسخ دهید